ساعت25
بعضیا با سکوتهای ممتد انتظارهای ابدی می آفرینند.
محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم سلام . من اومدم .همین. فقط خواسم بگم من اومدم .همین .
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد
در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد ختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه بتو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تواست این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو میخواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو میخواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت که دارای
لطف و حرارت میباشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو بشدت متفنر هستم و نمیتوانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم 


از همه ی اونایی که با آی پی مخفی اینور اونور میرن متنفرم ! سر خط
از همه اونایی که عشقشونو پنهون میکنن متنفرم ! سر خط
از همه ی اونایی که میدونن یکی در حد پرستش دوسشون داره ولی واسش تره هم خورد نمی کنن متنفرم . سرخط
از همه اونایی که . . . سر خط 

دستهایم را بسته است
و عشق مرا به برده ای بدل کرده است
برده ای خود خواسته
رام و سر به راه و خاموش در دستهای تو
برده ای که هرگز آزادی تلخ خود را نمی خواهد.

تماس دست تو با من
پس از گذشت سالها که نبودی..
تو رفته بودی و سالها رفتند
اکنون دستم را بگیر
و این سالهای فاصله را بردار
و به این روز خاکستری نوری را ببخش که پیش از این صاحب آن بود..

تمام زندگی مرا قطعه قطعه می کنند
دیگر نمی خواهم کلمات تو را بشنوم
آنها همیشه حمله می کنند
بیا آنها را ببر کلماتت را از من بگیر !
شاید فکر می کنی که می توانی با کلامی مرا تحقیر کنی
فکر می کنی که توانمند و ماهری نامه های زیبا برای من می نویسی
تا برتری خود را به من ثابت کنی
اما رفتار تو از کلامت بلندتر سخن می گوید !
تو تنها مشتی کلمه ی دروغین هستی
بی هیچ حقیقتی !
فکر می کنی که زیرکی
می خواهی با کلامت بر همه چیز حاکم شوی !
اما رفتارت از کلامت بلندتر سخن می گوید
تو تنها مستعد ساختن و ویران کردنی
و من تنها عاشق کلام تو شدم
عاشق کلمات
اما تو نمی توانی با کلمات مرا شرمگین کنی
من از کلمات خسته ام
از این ارتباط زبانی
از این همه دروغ
پیغامی از بهشت پیغامی از جهنم
هر نامی که می خواهی روی آن بگذار
اما فرار نکن!
راست و حقیقی باش ..
کلمات را برای هیچ قربانی نکن !
از : م.لوئیزسیکونه_شاعر و ترانه سرای ایتالیایی _آمریکایی

زمبن سرشار از زندگیست !
باران که می بارد...
سرشارم از یادت!





